بررسی دروغهای وارده بر جامعه زرتشتیان و ایران باستان

امکياول سياستمدار معروف ايتاليائی سده 16 در کتاب «هنر جنگ» مينويسد
« اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست نداری، دروغگوئی بزرگترين عامل پيروزی است» .

 

مروز باز در برابر پیدا شدن شیفتگی وکشش بی سابقه مردم ايران بویژه جوانان به آئین نياکان خود، زرتشت، که هسته مرکزی فرهنگ ايران را درست ميکند، و به ترس افتادن از گسترش سريع آن  ، و برای درهم کوبیدن یا خنثی کردن این کشش، باز شیادان حرفه ای با تیترهای « استاد » ، « مورخ » ، « نویسنده» وارد میدان شده و هر روز از آستین گشاد خود دروغی را خارج کرده و آنرا بسوی مردمانی که از همه جا بی خبر نگه داشته شده ولی پاک و جستجوگر مانده هدف میگیرند. دو خدائی بودن آئین زرتشت ، ازدواج با محارم ( نزدیکان) ، حرمسرای شاهان، یکی دو تا از گفته های نیچه فیلسوف آلمانی، افسانه بودن وجود زرتشت ، آتش پرستی در آئین زرتشت ، یاد دادن عقل و خرد بوسیله اسلام به آئین زرتشت ، دوران پیش از اسلام را عهد جهالت نامیدن ...و غیره.

 

ما در اینجا میخواهیم به یاوه بودن چندی از این خزئولات بپردازیم و به دوستان نیک اندیش نشان دهیم  که چرا بعضی ها از بازگشت ایرانیان به فرهنگ و تمدن درخشان خود در هراسند

در ابتدا به بررسی تهمت کثیف ازدواج با محارم میپردازیم

 

آيا ازدواج با محارم در آئين زرتشت وجود دارد؟ يا اين نسبت ، تهمت است ؟
دفاعيه يكى از روحانيون زرتشتى
در اين جهت اطلاع خوانندگان ، نظر جناب آقاى موبد اردشير آذرگشسب را كه يكى از روحانيون آئين زرتشت است ، و هم اكنون رياست و رهبرى زرتشتيان ايران را بر عهده دارد، در اينجا مى آوريم ، تا موضوع ازدواج با محارم در كيش زرتشتيان روشن گردد.
آقاى اردشير مى گويد:((يكى از اتهاماتى كه به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزديكان است كه از سوى دشمنان ايران و افرادى كه از مذهب ايرانيان باستان اطلاع عميق نداشته اند، به نياكان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتكاب اين عمل زشت ، متهم نموده اند. اين افتراء نخست از سوى يونانيان كه با پدران ما دشمنى ديرينه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنكه خاك پاك ايران لگدكوب سم ستوران اعراب گرديد، (519) اينان نيز تا آنجا كه توانستند به اين آتش دامن زدند، و در قرن اخير چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پيدا كردن واژه اوستائى ((فيتودت ))به خيال خودشان به اين موضوع - تهمت - صحه گذاشتند، و ما اينك مى كوشيم تا به اين تهمت ناروا كه پايه و اساسى ندارد با عقل و مطق جواب گوئيم و براى اينكه نوشته و ترتيب خاصى برخوردار باشد، نخست از انواع پيوند زناشوئى با نزديكان پرداخته به تهمت هاى وارده يكى پس از ديگرى با دليل و منطق پاسخ مى گوئيم ، سپس واژه اوستائى ((فيتودت ))را ترجمه و تفسير مى نمائيم ، و در پايان شمه اى را درباره شيوع ازدواج با محارم ميان ديگر اقوام باستانى بيان نمود و با جمع بندى مطالب گفته شده ، به اين موضوع پايان مى دهيم :
انواع پيوند زناشوئى در كيش زرتشت
در آئين زرتشتى تعدد زوجات روا نيست ، به گرفتن يك زن فرمان داده شده ، و ايرانيان باستان كه از پيروان زرتشتى بودند حق نداشتند در آن واحد، بيش از يك زن داشته باشند، ولى پيوند زناشوئى در عهد باستان بنا به حالت و وضع و شوهر به پنج نام گوناگون به موجب شرح زير ناميده مى شد. در دفاتر زناشوئى به همان نام ثبت مى گرديد :
1-
پادشاه زن 2- چاكر زن 3- ايوك زن 4- ستر زن 5- خود راءى زن . كه اينك به شرح مختصرى از هر يك از اين پنج نوع پيوند زناشوئى مى پردازيم : 1- پادشاه زن : دخترى پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت و صلاحديد پدر و مادر خود به عقد ازدواج پسرى درمى آمد، و به طور كلى همه دخترانى كه براى نخستين بار با رضايت پدر و مادر عروس مى شدند- به استثناى موارد مذكور در اين بخش - پيوند زناشوئى آنها به نام پادشاه زنى بسته مى شد و به همين نام در دفتر زناشوئى ثبت مى گرديد.
پادشاه زن از كامل ترين حقوق و مزاياى زندگى زناشوئى بهره مند مى شد، و امور خانه و فرزندان را با شوهر اشتراكا اداره مى نمود، و به عقيده پدران ما در ايران باستان پس از در گذشت نيز در دنياى ديگر باز همان نسبت زناشوئى ميان يك زن و شوهر بويژه زوجى كه عقد آنها به پادشاه زنى گرفته باشد موجود است .
2-
چاكر زن : هر گاه زنى بيوه پس از درگذشت شوهر نخستين خود، به عقد ازدواج ديگرى درمى آمد، اين پيوند زناشوئى ، زير نام چاكر زنى ثبت مى شد. اين زن در سراسر زندگى در خانه شوهر، مقام كدبانوئى خانه داشت و از همگى حقوق و مزاياى پادشاه زن در طول عمر خود برخوردار بود، ولى پس از گذشت ، آئين كفن و دفن و ساير مراسم مذهبى براى او تا سيزده روز از طرف شوهر دوم برگزار مى شد، و تمام هزينه هاى بعد از آن به عهده بستگان شوهر اولش بود.
ايرانيان باستان معتقد بودند كه در دنياى ديگر اين زن از آن شوهر نخستين خواهد شد. و به همين علت پيوند زناشوئى او با شوهر دوم زير نام چاكر زن بسته مى شد. واژه چاكر زن نويسندگان غير زرتشتى را به اصول مزديسنى و انواع پيوند زناشوئى زرتشتيان آشنائى نداشتند بر آن داشت كه نسبت زوجات به زرتشتيان بدهند. آنها تصور مى كردند كه پادشاه زن ، زن عقدى ، و چاكر زن ، زن صيغه اى است . در صورتى كه اصل قضيه به موجب شرحى كه داديم غير از اين است ، و ايرانيان باستان در هيچ دوره اى از ادوار زندگى تاريخى خود، مجازبه گرفتن بيش از يك زن نبوده اند، و عمل يكى دو نفر پادشاه خودكامه را در گرفتن چند زن نمى توان به حساب كليه ايرانيان باستان گذاشته ، مجوزى براى چند زنى آنها به شمار آورد. به علاوه اگر آئين چند زنى در ايرانيان باستان وجود داشت ، پس چرا با اينكه پدران ما در ميان قومى زندگى مى كردند كه تعدد زوجات در بين آنها رسم مذهبى بود و مانعى براى پدران ما وجود نداشت كه چند زن بگيرند، يك دفعه آنها از چند زنى دست كشيده و به يك زن اكتفاء كردند، كما اينكه تا امروز هم زرتشتيان در هر كجاى دنيا كه زندگى مى كنند به همين رسم يك زنى پاى بنداند؟
3-
ايوك زن : وقتى مردى داراى فرزند پسر نبود، اگر فرزند او منحصر به يك دختر بود، ازدواج اين دختر و اگر چند دختر داشت ، زناشوئى دختر كوچكتر او زير نام ايوك زن - اين واژه اى پهلوى است كه به معنى يك ، مى باشد - ثبت مى شد، و نخستين پسرى كه از اين زناشوئى به وجود مى آمد به فرزندى جد مادرى خود در مى آمد، و نويسندگان نا آگاه غير زرتشتى اين عمل را به عنوان ازدواج با
محارم زرتشتيان مى پنداشتند و پدران ما را به ازدواج با محارم متهم كردند.
4-
ستر زن : واژه ستر زن در زبان پهلوى به معنى فرزند آمده است و كلمات استر و سترون ، در پارسى سره ، از اين واژه گرفته شده اند. استر، مركب است از دو جزء اوستر، ا، از ادات نفى است و ستر به معنى فرزند، بنابراين معنى تركيب آن مى شود بدون اولاد، يعنى حيوانى كه نازاست ، و مخفف استر است و ون به معنى مثل و مانند، و معنى كامل آن مى شود، مانند استر و به عبارت ديگر، نازا بودن و بچه دار نشدن . و سترون كردن در زبان علمى به معنى عقيم كردن است از نظر توالد و تناسل ميكربها. پس از بيان اين مقدمه گوئيم كه در دوران قديم چون پسرى بالغ يا مردى بدون زن و فرزند فوت مى نمود، خويشان و بستگان او مى بايستى دوشيزه اى را به خرج خود و به نام آن درگذشته زير نام ستر زنى به عقد ازدواج جوانى در مى آوردند. تنها شرط اين زناشوئى آن بود كه زوجين متعهد مى شدند كه يكى از پسران خود را به فرزندى شخصى در گذشته بدهند، و اين نوع زناشوئى در عمل ، سعادت و خوشبختى عده اى از مردم بدبخت و بينوا را فراهم مى كرد، به اين معنى كه هرگاه يكى از اشخاص متمول بدون زن و فرزند فوت مى نمود، بستگان در گذشته هزينه زناشوئى دختر و پسرى از طبقه بينوا و بى چيز را و آنها را با گواه ستر زنى بهم پيوند مى دادند و مبلغى هم براى گذراندن زندگى به آنها مى دادند. بعلاوه پسرى كه از ازدواج خوشبخت به دنيا مى آمد به فرزند خواندگى شخص در گذشته معين مى شد و در حقيقت وارث او به شمار مى آمد. و اين زناشوئى هم يكى ازموضوع هايى بود كه بهانه بدست دشمنان مى داد، زيرا گاهى كه شخص درگذشته خواهر جوان و دم بخت داشت ، نزديكان او همين خواهر را با گواه ستر زنى عروس مى نمود و وقتى كه پسرى از او متولد مى شد، او را به فرزند خواندگى شخص متوفى نامزد مى كردند، يعنى كسى كه در حقيقت دايى طفل بود، اينك مقام پدرى او را پيدا كرده است . بيگانگانى كه با اخلاق و عادات زرتشتيان آشنائى نداشته و ازاصل قضيه بى خبر بودند ،با مشاهده اين وضع تصور مى كردند كه برادر و خواهر در حقيقت با هم ازدواج نموده اند. در صورتى كه اين تصور سوء تفاهمى بيش نبود، زيرا همانگونه كه گفته شد، خواهر پس از فوت برادر يا شخص ديگرى ازدواج نموده و بين برادر و خواهر رابطه زناشوئى وجود نداشته است .
5 -
خود راى زن : در ايران باستان چنانچه پسر و دخترى كه به حد رشد قانونى رسيده بودند به هم علاقه باطنى پيدا كرده و خواستار زناشوئى مى شدند و پدر و مادر دختر به علتى به اين امر رضايت نمى دادند، عقد زناشويى آنها، حتى برخلاف ميل پدر و مادر برگزار مى شد و عدم تمايل پدر و مادر يك زوج يا هر دوى آن ها مانع انجام اين امر نبود، و در اين ازدواج كه زير نام خود راى زن ثبت شده بود، دختر قانونا از ارث پدر و مادر بهره اى نداشت مگر آنكه خود آنها تمايل خودشان را بدادن ارث به دختر متمرد كتبا اظهار نموده باشند.)) (520)
موضوع زناشوئى با محارم و نزديكان
جناب موبد اردشير آذرگشسب كه يكى از روحانيون آئين زرتشتيان است ، در رابطه با عنوان فوق مى گويد: ((راجع به اتهام بى اساس زناشوئى با نزديكان كه به ايرانيان باستان نسبت داده اند، در وهله اول يونانى ها بودند كه بخاطر دشمنى با ايرانيان ، به آنان چنين تهمتى بستند، و كارهاى سه تن از پادشاهان را مستمسك اين نسبت قرار داده اند. حال ما اين قضيه را تعقيب مى كنيم تا ببينيم اصل داستان در مورد اين افراد چگونه بوده است ؟
1 -
ازداج كامبوزيا با خواهر خود:
((نخستين نويسنده اى كه راجع به اين موضوع مطلبى نوشته و اين تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت 484-409 پيش از ميلاد است . اين نويسنده شرح قضيه را در كتاب خود به اين مضمون آورده است : دومين خطايى كه كامبوزيا مرتكب شد، كشتن خواهرش بود كه او را به مصر آورده و با او مانند يك زن زندگى مى كرد، گرچه او خواهرش بود و از يك پدر و مادر. طرز ازدواج آنها بدين طريق بود كه پيش از اين ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى كامبوزيا كه عاشق خواهرش شده بود، با اينكه مى دانست كه اين كار غير عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراين پس از مدتى ، اين مطلب را با قضات سلطنتى در ميان نهاد و از آنها چاره جوئى كرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانين كشور را بررسى كنند. پس از پايان مهلت به حضور شاه شرفياب شده ، به عرض رساندند كه در كليه قوانين موجود نتوانستند قانونى بيابند كه خواهر را بر برادر حلال كند، ولى قانونى وجود دارد كه مى گويد: شاه سايه خدا است و فوق قانون است ! بنابراين او مى تواند به تمايل خود جاه عمل بپوشاند.
((آنچه از اين نوشته بدست مى آيد اين است كه در ايران باستان ازدواج با محارم نه سابقه كشورى داشته و نه سابقه در قوانين مذهبى . بنابراين هرودت گفته اش جز يك تهمت بيش نبوده ، ولى متاءسفانه نويسندگان ديگر كه بعد از هرودت آمده اند اين مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.
2 -
ازدواج اردشير دوم با دختر خود:
((نخستين نويسنده يونانى كه به اين موضوع اشاره نموده ((كتزياس )) است كه در سال 440 قبل از ميلاد مى زيسته است . نوشته هاى او در دست نيست ، ولى پلوتارك كه در سال 66 بعد از ميلاد به دنيا آمده در رابطه با زندگى اردشير دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته كتزياس ، اين پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى كند. پلوتارك در اين باره مى گويد:
((اردشير دوم - ارتاكزرس - يك كاركرد كه كليه بدى هاى او را نسبت به يونانيان جبران كرد و آن كشتن - تيسافرن - دشمن بزرگ يونان بود كه پادشاه به اصرار مادرش ، پريزاد، تيسافرن را كشت ، و چون پادشاه اين كار را به اصرار مادر و طبق تمايلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى كوشيد كه پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هيچ كارى برخلاف ميل او رفتار نكند. پريزاد بارها ديده بود كه پادشاه نسبت به يكى از دخترهاى خود - آتوسا - علاقه زيادى دارد ولى مى كوشد كه اين عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشيده دارد. پريزاد، پس از اطلاع از اين موضوع كوشيد تا نسبت به نوه اش - آتوسا - علاقه بيشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى يافت ، از زيبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لايق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحريك كرد تا با او ازدواج كند.
((در اينجا باز مشاهده مى شود كه شاهنشاه از اينكه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى كوشد تا اين عشق را از نظر مردم پوشيده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى كشد، و عاقبت اردشير به تحريك مادرش كه زن جاه طلب و بدجنسى بود، به اين كار اقدام مى ورزد.
3 -
ازدواج قباد با دختر خود:
((موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولين بار ((آگاتيس )) كه در عهد پادشاهى انوشيروان مى زيست ، عنوان نموده است كه قباد پدر انوشيروان با دختر خود به نام ((زنبق )) ازدواج كرده ولى بدين موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره كرده و نه تاريخ نويسان عرب و ديگر تاريخ نگاران و حتى پروفسور رالينون مترجم تاريخ هرودت به انگليسى ، در اين باره چيزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگيريم ممكن است بگوئيم كه قباد تحت تاءثير آئين مزدك قرار گرفته و اين كار را كرده است ، زيرا مى دانيم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدك پيدا شد و ادعاى پيامبرى نمود و عده اى از مردم ايران ، از جمله قباد، دين و آئين او را پذيرفتند.
((دينى كه مزدك عرضه داشت بر اساس اشتراك در همه چيز دور مى زد. مزدك مى گفت : خداوند همه چيز را براى همگان آفريده است ، و نبايد آن را به شخصى معين اختصاص داد. دين جديد با قوانين اشتراكى خود به اساس قانون مالكيت و زناشويى و مراسم و سنن خانوادگى ايرانيان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست كرد.
((آگاتياس مى گويد: عمل ازدواج با محارم اخيرا در ايران پيدا شده و همه اين خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعليمات دين مزدك در ايران پيدا شده بود كه با خلع قباد از پادشاهى و كشته شدن مزدك و مزدكيان ، ريشه كن شد، و پيش از پادشاهى قباد و ظهور مزدك ، عمل ازدواج با محارم در ايران ، متداول نبوده و به قول آگاتياس ، اخيرا شيوع يافته است .(521)
معنى و مفهوم خيتودت چيست ؟
((گرچه واژه خيتودت را چندين تن از استادان و خاورشناسان اروپائى به غلط، به معنى ازدواج با محارم گرفته اند، ديگران براى اين واژه ، معانى ديگرى چون خويشاوندى ، خويشى دادن ، جانبازى ، همبستگى و يگانگى نموده اند. گانگا، استاد مشهور پارسى ، در فرهنگ اوستائى خود، آن را به معنى فداكارى و جانبازى مى داند و دكتر اشپيگل آلمانى در ترجمه اوستا، اين كلمه را به معنى خويشاوندى گرفته و مى گويد: اين خويشى روحانى با اهورا مزدا است به طورى كه شخص خودش را با او يكى بداند.
((بنابراين ، حال كه اين واژه اوستايى را دانستيم ، معلوم مى شود كه به هيچ وجه اين كلمه معناى ازدواج با محارم را ندارد. دكتر وست مى گويد: اين واژه در قسمت هاى قديمى اوستا يافت نمى شود و در قسمت هاى بعدى كه اين كلمه بكار رفته همه جا به معنى كار خوب و پر ثواب است .
بارى به هر روى با مطالعه قسمتهاى موجود اوستا، كه كتاب مذهبى زرتشتيان و سندى معتبر راجع به اعتقادات و سنن مزديسنان مى باشد، ما مى توانيم به پارسيان اطمينان دهيم كه مساءله ازدواج با محارم در ميان زرتشتيان ، تهمتى بيش نيست . و از اينگونه نسبت هاى ناروا در اوراق تاريخ به اقوام و ملتها زياد آمده است ، كه از باب نمونه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم :
1 -
سيمون ، شخصيت آتنى از اينكه با خواهر ناتنى خود ازدواج كرد، مورد سرزنش مردم قرار نگرفت .
2 -
دموتسن ، در ادعا نامه خود بر ضد اوليد، مى گويد: پدر بزرگ من با خواهر خود كه از يك پدر و مادر بودند ازداج كرد.
3 -
اسكولياست ، مى گويد: در بين يونانيان قديم ازدواج با خواهر ناتنى منع قانونى نداشت .
4 -
لنان ، مى گويد: اسپارتى ها، مى توانستند حتى با خواهران هم شير و يك پشت خود ازدواج كنند.
5 -
آدام مى گويد: ازدواج والدين با اولاد خود در بين يونانيان مرسوم بوده است .
6 -
در عهد عتيق - تورات - آمده است : لوت (لوط) پيامبر در زمان كهولت اين عمل را انجام داده است ! بخوبى معلوم و روشن است كه اين تهمت دليل روشنى بر تحريف تورات كنونى و بى اعتبارى آن مى باشد.
7 -
در تاريخ هرودت آمده است : در مصر قديم ، ازدواج بين خواهر و برادر، عموميت داشته است و يهودى هاى مقيم اسكندريه اين مطلب را تاءئيد مى كنند.
8 -
لويسن مى گويد: آسورى ها هم با نزديكان خود مزاوجت مى كردند.
9 -
و اسميت مى گويد: در عربستان قديم ، اينگونه ازدواج ها، وجود داشته است .
((خلاصه اينكه در اوراق تاريخ ، مشابه اين گونه قضايا زياد نقل شده است . گرچه ما با نقل اين مطالب منظورمان اين نيست كه خداى ناكرده بخواهيم ملتى را متهم كرده ، يا بدگوئى از قومى بنمائيم ، بلكه مقصود اين است كه ثابت كنيم كه اين تنها ما - زرتشتيان - نيستيم كه مورد بى لطفى قرار گرفته ايم ، بلكه اينگونه تهمت ها، به بسيارى از ملتهاى باستانى وارد شده است ، و هيچ قومى نمى تواند از زبان و قلم بدخواهان ، در امان باشد)).(522)
اين بود نظرات آقاى اردشير آذرگشسب ، يكى از روحانيون آئين زرتشتى مقيم تهران كه در كتاب پاسخگوئى به اتهامات ، دوگانه پرستى ، آتش پرستى و ازدواج با محارم ، نگاشته اند.

 

همچنین لازم هست که این رو هم اینجا اضافه کنم  در کتاب مقدس زرتشتیان نیز ازدواج با محارم به شدت مورد لعن و نفرین قرار گرفته هست 

در کتاب پهلوی دینکرد،کتاب هفتم،آمده است:«مزدک گجسته(ملعون) و پیروانش چنین گویند که برای تولید نسل،زناشویی با خویشان مانند مادر،مانعی نخواهد داشت.چنین کسانی مانند گرگها به کار زشت خود می پردازند و با خواهر و مادر خویش از روی شهوت در می آمیزند وو زنانشان چون گوسپندانی در چنگ آنان،اسیر و گرفتار باشند.»

همچنین در اثبات تک همسری در آیین زرتشت باید این رو اضافه کنم که در تمام قسمتهای اوستا به عذاب زن هرزه اشاره شده به مرد هرزه نیز اشاره شده هست در مینوی خرد فصلی 35 یکی از گناهان بزرگی که بر می شمارد این است که مردی با زن دیگری بسر برد و در حقیقت همسر دوم یا صیغه اختیار نماید و این روش نه تنها در عصر اوستایی بلکه در دوره زبان پهلوی نیز از تعالیم دین و رسم مردم ایران به شمار می آمد و حتی پس از غلبه اقوام مهاجم به ایران که تعداد زوجات در میان آنان رسم مذهبی بود مانعی برای ایشان به وجود نیاورد و تا چندین سده وضع به همین روش ادامه داشت و تا امروز در میان زردشتیان ادامه دارد

 

                                  نیچه و زرتشت                

 

یکی از مواردی که بیشتر از طرف افراد کم سواد جامعه به زرتشت نسبت  داده میشود یکی دو تا از حرفهای فیلسوف بزرگ غربی نیچه هست   به خصوص این جمله (سراغ زنان که میروی تازیانهرو فراموش نکن) که نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت خود آورده هست  شوربختانه بسیاری از افراد آگاه جامعه نیز نادانسته نیچه رو میکوبیم  و سعی میکنیم که نیچه را از زرتشت جدا کنن

 

گوئی ما از اینکه یکنفر در این دنیا پیدا شود و بخواهد زرتشت را که ما در قفس زمان زندانی کرده ایم، بعنوان یک انسان ایده آل به جهان بشناساند واهمه داریم . دهها خرده گیری بی پایه از این رو و آن رو از او میگیریم و دل دشمنان خود را شاد میکنیم

. زمانی که نیچه در کتاب خود به مسیحیتی که زنها را به تازیانه میکشید و مردمان را گله خدا می نامید

 

 با خشم و در لحافه طنز می گوید « بروید زنها را تازیانه بزنید و از مردمان کوتوله بسازید » ما درست این

 

جمله را بنام نیچه و زرتشت بیرون میکشیم و میگوئیم « زرتشت نیچه میگوید زنها را تازیانه بزنید » !


حتی یک لحظه هم نمی اندیشیم که اگر براستی اینگونه بود چرا نخبگان غربی زرتشتی را که نیچه به

 

مردمان شناسانده این همه تحسین می کنند ، برای او اپراها می سازند ، سروده ها می سازند ،

 

نقاشها و مجسمه سازان پیکره ها درست میکنند و نه سدها بلکه هزارها مقاله و کتاب درباره او می

 

نویسند و در دانشگاهها کتاب او را درس میدهند . نخستین جمله ای که یک استاد فلسفه در هر

 

دانشگاهی برای دانشجویان خود میگوید اینست که : «هیچ کس از سقرات به این سو به اندازه نیچه

 

فرهنگ اروپا را دگرگون نکرد» . آیا اینرا درباره کسی میگویند که گفته « به زنها تازیانه بزنید ؟ » .


یادمان میرود که کتاب نیچه یک رمان فلسفه ایست و او کوشش کرده با تکیه به مفاهیم گاتائی مردمان

 

را در فضائی وارد کند که به آنها نخست نادانی آنها را نمایان کرده و سپس بقول خودش از « کوتوله ها »

 

یعنی کسانی که خرد آنها به وسیله خرافات و دروغ فلج شده یک ابرانسان و یا آنگونه که بزرگ آموزگار ، زرتشت میگوید یک « اشوان یا ارتوان » درست کند .
او خود میگوید « اگر این چنین شیفته زرتشت اسپنتمان شدم برای اینست که زرشت تاریخ انسانها را در

 

 تمامیت خود ارزیابی کرد و مفاهیمی را برای نخستین بار به پیش آورد که جاودانی و برای همه

 

ملتهاست . زرتشت نخستین کسی است که خرد و راستی را در بالاترین رده اندیشه ای خود قرار داد و دروغ و خرافات را در رده بزرگترین لغزشها شمرد» .
در سراسر رمان فلسفی خود « آنچنان گفت زرتشت » نیچه مفهوم فروزه های اهورامزدا را یک به یک باز کرده و به نمایش گزاشته : خرد، راستی ، اندیشه نیک ، خودچیرگی ، آرامش ، رسائی و تکامل ، جاودانگی و يا، سوشیانها ، نماد آتش... همه و همه در این کتاب آمده اند ولی در چهار چوبه فضای یک رمان رنگارنگ فلسفی.

این فیلسوف غربی به شدت تحت تاثیر اندیشه های زرتشت قرار داشتبه طوری که از زرتشت با نام ابر اندیشمندی یاد کرده هست مه مااند او هرگز نخواهد آمد

درواقع  نیچه با سلاح زرتشت به جنگ با خرافات رفت  نیچه نظریه ابر انسانی رو مطرح کرد که 3000 سال قبل او ابر اندیشمند عالم زرتشت بیان کرده بود

در رابطه با دیگر تهمتها که اغلب از طرف پان ترکیستها صورت میگیره به حدی بی اهمیت هستن که نیازی به رد آن نیست  از ان جمله میتوان به دروغین بودن  وجود زرتشت پرداخت

زرتشتی را که از دیروز تا امروز بیشتر فلاسفه بزرگ جهان از سقراط تا گوته نیچه ویا هگل شیفته وی شدن را چگونه میشود دروغین خطاب کرد یکی از عجایب روزگار هست

راستی چطورمیشه که که اوج یاوه سرایی خودشون رو به حدی برسونن که زرتشتی رو دروغین بودند  که

تمام فيلسوفان يونانی و سپس رومي که بدون استثنا يا خود را شاگرد زرتشت معرفي کرده اند يا برای اعتبار دادن به خود، نوشته های خود را به او منصوب کرده اند ، زرتشت را "آموزگار جهانی" ناميدند

البته این نظریه پان ترکیستهای بی هویتخیلی بی ارزشتر از اون که بخواهم در رابطه با اون صحبت بکنم هدف من از بیان این مطلب نشان دادن اوج بی خردی پان ترکیستهای بی هویت بود

ماجرای زهرا امیر ابراهیمی(خواهر بهروز در سریال نرگس)

زهرا هزاران تکه شده است برای شما

                         

به نام خالق پاکی ها

قسم به نام پاکت ای دخت انسانيت . بانوی پاکی ها  محافظ تو خواهد بود

آناهیتا مثل هميشه منتظر و اميدوار و زخمی تر از هميشه

خواهر زيبايی تو در روح با خدای توست خدا با توست

به عصمت و عفتت قسم قد خم مکن

 

 

میخواهم بنویسیم ولی راستش نمیدونم از کجا بنویسم و یا چطوری بنویسم صحبت راجب به مصیبتی که بر

 

پیکر جامعه سینمایی و به تبع اون کل جامعه ما پدیدار شده خیلی دردناکتر از اونه که بشه اون رو روی کاغذ اوورد

تا به حال درد جامعه روشنفکری بیگانگی ایرانیان از هنر بود ولی الان وضغ فرق کرده لگد مال کردن نام

 

مقدس هنر چیزی هست که در این روزهای اخیر شاهد اون هستیم نه بالاتر از اینها لگد مال شدن شرف

 

انسانیت و تمام خصال نیک بشری

درد من از ملتی هست که مدعی سر سخت ناموس شرف و غیرت و مردانگی هستند ولی از پاره پاره شدن دل

 

یک دختر معصوم هیچ ابایی ندارن درد من از از مردمی هست که بازیچه یک سری حرامزاده هستند و با شایعه پراکنی  دل هر آزاده ای رو به درد اوردند

 

شاید بدونید که از چی دارم صحبت میکنم ولی برای اونایی که نمیدونن بازگو میکنم

 

 

طی روزهای اخیر، پخش فیلم سکسی که به دروغ شایعه شده است متعلق به زهرا امیر ابراهیمی بازیگر مشهور

 

  سریال نرگس است، جنجال فراوانی به پا کرده است و حتی این فیلم نیز در اینترنت پخش شده است.

 

 به دلیل شیاهت فوق العاده بازیگر دختر در فیلم به خانم زهرا امیر ابراهیمی در عرض مدت بسیار کوتاهی این

 

 شایعه که بازیگر سریال نرگس فیلم سکسی بازی کرده هست در تهران اوج گرفت   وبه تبع اون به

 

 شهرستانها کشیده شد بعد یک مدت خبر دال بر خودکشی زهرا امیر ابراهیمی در چندی از روزنامه ها چاپ

 

 شد ولی بعد این خبر تکذیب شد  بعد از پخش این فیلم نیروی اتظامی با مامور کردن گروه ویزه ای دست به

 

 کار میشود بعد از مدت کوتاهی با اثبات قلابی بودن بازیگر فیلم زهرا ابراهیمی تبرئه میشود سرپرست گروه

 

 تحقيقاتي «RESCUE SQUADبه صراحت جعلی بودن فیلم را اعلام میکند بازیگران فیلم تحت تعقیب بین المللی قرار میگیرند

ولی آیا داستان در اینجا خاتمه میابد

در کوچه و بازار مردمی رو میبینیم که پرچ و پرچ در رابطه با این مسئله صحبت میکنن و با افتخار هر چه تمام سعی در اثبات حقیق بودن فیلم دارند

سایتهای اینترنتی برای خودشون کاسبی باز کردند و با آب و تاب فیلم رو برای دانلود تو سایتشون قرار دادند 

 

 شایعات هر روز رنگ و روی بیشتری به خود میگیر وزدل زهرا روز به روز  تکه تکه میشه

آری با تکه تکه شدن دل زهرا شرف انسانی هم از جامعه ما داره رخت بر میبنده

 

از شما درخواست میکنم سخنان خانم زهرا ابراهیمی رو که به نقل سایت بازتاب اوردم رو به دقت مطالعه کنید

                                               

پاييز امسال برايم ياد آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است.

وي افزود : در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم .

امير ابراهيمي در ادامه گفت : اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول شده است .

اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آئيني مر سوم است ؛

 من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند . در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود .

شگفتا از مدعیان شرف که بی شرفترین مردم هستن د بدون ذرهای تحقیق روز به روز به شایعات دامن میزنن و روزبهروز این دختر پاک رو در آماج حملات قرار میدن و نفرین بر مردمانی که این فیلم رو تهیه میکنن با فکر اینکه بازیگر تو فیلم همون زهرا ابراهیمی هست آب دهنشون جاری میشه

 چه کرده مگر آن دخترکی تازه پایش به سینما باز شده و چهره ی محبوب شده؟ آخر گناهش چه بوده که باید آماج این حملات قرار میگرفت

ناجوانمردانی که فیلم را با هدف تخریب یک مسلمان - اصلاً یک انسان - با تیراژ وسیع پخش کرده اند، البته می توانند با مال حرامی که گیرشان امده، سال ها آنسوی آب، هر چه می خواهند بکنند، اما آیا می دانند، چه بر سر دخترک معصومی آمده که در پاکی اش شکی نبود؟

 



آیا می دانند، او امروز کجاست؟ ایا می دانند جند بار قصد خودکشی کرده؟ آیا می دانند چند بار به خاطر کارش به بیمارستان کشیده؟ می دانند چه بر سر خانواده اش آمده؟



دهها و شاید صدها روایت از ائمه معصومین و پیامبر اکرم (ص) است که به آبروی یک مسلمان، اهمیتی صدبرابر داده است. چرا با وجود این همه روایت، باز هم آبروی مردم، باری ما پشیزی ارزش ندارد؟

با تمام کسانی هستم که فیلم را پخش کرده و هموطنانی که فیلم را تماشا کرده و بی هیچ قصد و غرضی ! شروع به پخش شایعه کرده اند، آیا تا به حال، خود را جای آن دختر گذاشته اید؟ کافی ست لحظه ای خود را جای او بگذارید تا ببینید دخترکی که «عاشق بازیگری و حرفه اش» بود، اینک چه بر سرش آمده؟ آیا می تواند باز هم بازی کند؟ آیا حجب و حیای او اجازه می دهد که باز هم در جامعه حاضر شده و به علاقه اش بپردازد؟
توهینی بزرگی به جامعه هنری و بالاتر از اون به جامعه زنان کشورمون  وار شده هست دل زهرای عزیز هزار تکه شده هست  شرف انسانی در جامعه ما به شدت به زیر سوال رفته  پس بیایی با آگاه کردن مردم  از نابود شدن کامل این دختر معصوم و به زیر سوال رفتن شرف انسانی در کشورمون جلوگیری کنیم

از دوستان عزیز درخواست میکنم نظر خودشون رو در رابطه با این مسئله در قسمت نظر دهید بنویسن

 

 

به خسجتگی 7 آبان خورشید سالروز شهریاری پادشاه دادگرمان  ابر مرد تاریخ  کوروش بزرگ

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارن زیرا میخواهم اجزا خاک ایران را تشکیل دهد

 

بی تردید پیشرفت و رشد تمدن در جهان امری تدریجی بوده هست  ولی افتخار ایرانیان  این بوده هست

 

 که در روزگاری که آتش کشیدن سرزمینهای آباد تجاوزات و از بین بردن هستی مردمان افتخاری برای

 

پادشاهان شمرده میشد و در حالی که حتی تا ۱۰۰ سال قبل سخنی از حقوق انسانها در کار نبود ابر مرد تاریخ کوروش بزرگ صحبت از حقوق انسانها و آزادیهای فردی و آزادی گزینش دین کرده هست 

تمامی مورخان چه در عهد باستان و چه در حال حاظر با مطالعه شخصیت کوروش دچار شیفتگی بی حد و حصری درباره وی گشته ان به گونه ای که او را ابر مرد تاریخ خواندن بی تردید کوروش بزرگ محصول تمدن و فرهنگ ناب ایرانی و اندیشه بی همتای زرتشتی بود   کوروش بزرگ در تورات به عنوان یکی از پیامبران یهود نام برده شده هست و در کتب مقدس مسیحیان و مسلمانان از او به نیکی یاد شده هست  و همچننین   فلاسفه بزرگ جهان از او به عنوان کسی بزرگترین خدمتها را به فرهنگ و تمدن هی سرزمینهای غیر ایرانی  کرده به  بزرگی یاد میکنن بی  تردید سخن در رابطه با این ابر مرد آریایی بسیار هست و زبان آدمی عاجر از بازگو کردن این شخصیت بزرگ من در اینجا کلام را ساده میکنم و به قسمتی از منشور حقوق بشر کوروش میپردازم هردوت مورخ بزرگ یونانی که از او به عنوان پدر تاریخ یاد میشود درباره کوروش چنین میگوید

 

کوروش بزرگ به سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد شهر بابِل شد، و پس از زمستان، در اولین روز بهار رسماً تاجگذاری نمود:

سخنرانی کوروش بزرگ درروز تاجگذاری

بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام برداشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و

 

 اکد من دوست دارم فرا آرد. نیازمندیهای بابل، تمامی پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم و

 در بهبود زندگی همگان کوشیدم. شهروندان بابِل....... همه یوغهای ننگین بردگی را از مردمان

 

بابل برداشتم. خانه‌های ویران شان را آباد کردم. به تیره بختیهایشان پایان دادم.

 

من به تمام سنتها, و اديان بابل و اكد و ساير كشورهاي زير فرمانم احترام می‌‌گذارم. همه ي مردم

 

 دركشورها و سرزمينهاي زير فرمان من در انتخاب دين, كار و محل زندگي آزادند. تا زماني كه

 

 من زنده ام هيچكس اجازه ندارد اموال وداراييهاي ديگري را با زور تصاحب كند. اجازه نخواهم

 

 داد كسي ديگري را مجبور به انجام كار بدون دريافت مزد كند. هيچكس نبايد به خاطر جرمي كه

 

 اقوام يا بستگان او مرتكب شده‌اند تنبيه شود. من جلوي برده داري و برده فروشي از زن و مرد

 

 را ميگيرم و كاركنان دولت من نيز چنين كنند تا زمانيكه اين سنت زشت از روي زمين برچيده

 

 شود. شهرهاي ويران شده در آنسوي دجله و عبادتگاههاي آنها را خواهم ساخت تا ساكنين آنجا

 

كه به بردگي به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمين خود بازگردند

 

سخنان کوروش بزرگ در روز تاجگذاری بر رو ی کتیبه ای نگاشته شد  و هم اینک آین کتیبه به عنوان اولین منشور حقوق بشر و سند افتخار تمدن آریایی  در موزه لندن نگهداری میشود که در پایان مطلب به آن اشاره خواهم کرد

هرودوت کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد : "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک پارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت."

 همچنین گزنفون مورخ دیگر ی که در عهد کوروش میزیسته هست میگوید

 "او سطوت و رعب خود را در تمام روی زمین انتشار داد، بطوری که همه را مات و مبهوت ساخت. حتی یکنفر هم جرات نداشت که از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل مردمان را طوری برخود کند که همه میخواستند جز اراده او، کسی بر آنها حکومت نکند. همچنین گزنفون میگوید که آوازه کوروش به حدی بود که مردم سرزمینهای مختلف میخواستند که بر آنها حکومت کند

یکی از بزرگ منشیهای کوروش بزرگ احترام به ادیان دیگر بوده هست کوروش نه تنها تلاشی در جهت از بین بردن مذاهب دیگر نداشت  بلکه حس احترام خود به مذاهب دیگر که بر امده از فرهنگ ناب ایرانی زرتشتی بود

به حدی در این ابر مرد  زبانه میکشید که مبلغی را برای بازسازی معابد خراب شده بابلیان اختصاص میدهد همچنین در جریان آتش سوزی کتابخانه مصر کوروش   چندین جلد کتاب به کتابخانه سوخته هدیه میکندپس از آزادی يهوديان از اسارت بابل بوسيله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشليم بوسيله داريوش و جمع آوری تورات بوسيله خشايارشاه، سه پادشاه زرتشتی ايران، پيامبران يهودی همچون ايسايی، ژرمی، ازقيل ودانيل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پيام آور آزادی معرفی شده اند» 

در  کتاب مقدس مسیحیان سفر اشباع آمده هست

کوروش راعی خدا و مسیح خدا و مجری اراده خدا است

بزرگمردی کوروش که در سخنانش موج میزد به حدی بود که اسکندر سنگدل را  به تعضیم در مقابل او وا داشت  گویند اسکندر بعد از  ویرانی نقاط مختلف ایران به قصد ویرانی به کنار آرامگاه کوروش آمد  ولی پس از خواندن وصیت نامه او گریه کنان در مقابل آرامگاه کوروش به خاک افتاد  در قسمتی از وصیت نامه کوروش چنین امده هست

"ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر مرا بگذار و بگذر"

بیتردید کوروش محصول تمدن و فرهنگ ناب ایرانی و زرتشتی بود  بر همه ما ایرانیان بایسته هست که با زدودن فرهنگ و هویا عرب سوسمار خور از سرزمین خودمان فرهنگ و هویت ناب ایرانی خود را احیا کنیم

فردوسی بزرگ به ما چنین وعده داده هست

شود مردمی کیش و آیین ما     نگیرد خرد خرده بر دین ما

 

بیاریم آن آب رفته به جوی       مگر زان بیابیم باز آبروی

 

 كوروش شاه ايران و جهان فخر قوم آريا ابر مرد تاريخ

     آسوده بخواب كه جوانانت بيدارند                             



 

دکتر خسرو خزاعی (پرديس)

دکتر خسرو خزاعی ( پرديس ) سرنامه اکتبر 2005

میلیونها زرتشتی در جهان که نمیدانند زرتشتی هستند !
شاید شما هم یکی از آنها باشید؟
                                               

اگر به یک آزمایشگاه پزشکی بروید و از دکتر بخش بخواهید که خون شما را آزمایش کرده و بر پايه اين آزمايش بگوید آیا شما مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، زرتشتی و یا بودایی هستید، طبیعی است که ا و نمیتواند ژن این آيينها و باورها را در خون شما پیدا کند و بگوید به چه دين و آیینی وابسته هستید .

با اين آزمایش به شما روشن خواهد شد که وابستگی به یک دين و آيين، «ژنتيک» نيست يا به زبان ديگر موروثی نيست، بلکه یک شیوه زندگی و یک بینش ویژه ای نسبت به جهان هستی است.

اگر شما به این باورید که شیوه ی زندگی شما بر پایه های خرد و دوری از خرافات استوار شده که اندیشه و گفتار و کردار خود را با راستی و درستی هماهنگ کرده اید و دشمن سرسخت دروغ و مردم فریبی هستید
- که هدف زندگی در این دنیا را خوشبخت زیستن و خوشبختی بدیگران رساندن می دانید
- که جانوران و گیاهان را دوست داشته و میخواهید فضایی را بوجود آورید که همه جانداران شکوفا شوند
- که آزادی گزینش را برای خود و همگان گرامی میشمارید و برابری زن و مرد را پایه آیین خود میدانید و سرانجام اگر ديدگاهی سازنده و مثبت به زندگی داريد، پس شما بدون هیچ چون و چرایی یک زرتشتی راستین هستید، حتی اگر خود نمیدانید.

فکر نکنيد حتما بايد در يک خانواده ی زرتشتی بدنيا آمده باشيد تا شما را يک پيرو راستين آئين زرتشت بدانند. نه، به هيچ روی ! زرتشتی بودن يک شيوه ی زندگی ويک ديدگاه ويژه ای نسبت به زندگی است که از آنها در بالا نام برده شد.

میلیونها و شاید سدها میلیون انسان در این جهان بدون هیچ تردیدی این ويژه گيها را در زندگی روزانه خود وارد کرده و با آنها همخوان شده اند . ولی چون در خانواده های مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، هندويي، بودایی ... یا بی آيينی به دنیا آمده اند نا آگاهانه خود را مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، هندويي،...می نامند آنها شاید ندا نند که از اصولی پیروی میکنند که 3743 سال پیش برای نخستین بار در تاریخ ، بوسیله ابراندیشمند و آموزگار جهانی زرتشت با خردی بی پایان و با روشنی نور آفتاب به جهانیان شناسانده شد.

چنین انسانهایی برای کاشتن دا نه های راستی و درستی و خوشبخت زیستی در این جهان و ازمیان بردن دروغ و بیدادگری ، نیاز به نیرو دارند . این نیرو تنها و تنها از راه آگاه شدن از وجود یکدیگر و بهم نزدیک شدن بدست میاید .

از این روست که نخستین و مهمترین خویشکاری انجمنهای زرتشتی در هر کجای دنیا که باشند پیدا کردن چنین انسانهایی ارزشمند و به هم پیوستن ، به هم بستن و جهت دادن به این نیروها خواهد بود.

تنها با آگاه نمودن و آگاهی دادن درباره سرچشمه ای که در فراسوی مرزهای آفرینش این انسانها را از خرد بیکران خود بهره مند میکند و به آنها نیرو میدهد. و در نتیجه بهم پیوند دادن این نیروها ست که میتوان آرمان مقدس زرتشت که همان خوشبخت ساختن و شکوفا کردن انسانها و بطور کلی تمام جانداران این زمین است بر آورده ساخت.

درود بیکران ما به زرتشتیان و به موبدان زرتشتی که این آيين مقدس را سنيه به سنيه و نسل به نسل در درازای سده ها با هزاران فداکاری و از خود گزشتگی بما رساندند